رادار انصراف نگهبان داوطلبان اخبار سیاسی و اجتماعی

رادار: انصراف نگهبان داوطلبان اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی مردم‌فریب وعده‌های دروغین نمی‌خورند

با داغ شدن زیاد فضای انتخاباتی کشور و هجمه های اخیر رقبای حسن روحانی، صحنه انتخابات وارد دور تازه ای از مسابقه شده است هست. رقابتی که میان دو نظر سیاسی کشور در

مردم‌فریب وعده‌های دروغین نمی‌خورند

مردم فریب وعده های دروغین نمی خورند

عبارات مهم : سیاسی

با داغ شدن زیاد فضای انتخاباتی کشور و هجمه های اخیر رقبای حسن روحانی، صحنه انتخابات وارد دور تازه ای از مسابقه شده است هست. رقابتی که میان دو نظر سیاسی کشور در جریان هست؛ دیدگاهی عملگرا در دولت یازدهم با عملکردی روشن و قابل دفاع، در برابر نظر برابر خود با شعارها و وعده هایی پوشالی.

مردم‌فریب وعده‌های دروغین نمی‌خورند

شاید این روزها یکی از دلایل موفقیت روحانی، حمایت همه جانبه جریانی باشد که پایگاه رأی مناسبی در میان توده های اجتماعی دارد. در این میان پوشیده نیست رقبای انتخاباتی روحانی که همواره شعارهای «فقرزدایی» و «اشتغال زایی» را مطرح می کنند، برآمده از همان تفکر و مدیریتی هستند که در دولت گذشته، بحران های متعددی جهت کشور به وجود آورد و باعث پدید آمدن وضع موجود شد. در همین رابطه سراغ یکی از فعالان سیاسی اصلاح طلب رفتیم تا نظر وی را در این باره جویا شویم.

متن کامل گفت وگوی «آرمان» با سعید شریعتی را در ادامه می خوانید:

با داغ شدن زیاد فضای انتخاباتی کشور و هجمه های اخیر رقبای حسن روحانی، صحنه انتخابات وارد دور تازه ای از مسابقه شده است هست. رقابتی که میان دو نظر سیاسی کشور در

عملکرد دولت روحانی تا چه اندازه ای قابل دفاع بوده است که وی بتواند از بعد رقبای انتخاباتی خود برآید؟

به طور حتم آقای روحانی در چهار سال اخیر عملکردی قابل دفاع داشته هست. حتی این عملکرد بسیار بالاتر از انتظاراتی بوده است که سیاسیون و اقتصاددانان توقع داشتند. شاخص عملکرد دولت دارای معیارهایی تعریف شده است هست. بعضی جملات از سوی رقبای انتخاباتی روحانی مطرح می شوند که ملاک را سفره مردم قرار می دهند که به نوعی مغلطه سیاسی است.

آنها با این گونه جملات مردم را نسبت به ناکارآمدی دولت جنبش می کنند، در صورتی که شاخص های ارزیابی عملکرد دولت شاخص هایی تعریف شده است هستند و در هر ارزیابی می بایست به این شاخص ها نگاه کرد و آنها را مقایسه ای سنجید. در واقع ما باید ببینیم روحانی در سال 92 چه شاخص های اقتصادی و توسعه ای را تحویل گرفته هست. همچنین باید شاخص های فرهنگی و سیاسی کشور نیز مشخص و ارزیابی شوند و از سوی شرکت های آماری داخلی نظیر مرکز آمار، بانک مرکزی، بنگاه ها و پژوهشکده های بزرگ بین المللی که مرجع ارزیابی و رصد کشورها هستند، مورد سنجش و بررسی قرار گیرند.

مردم‌فریب وعده‌های دروغین نمی‌خورند

عملکرد آقای روحانی به گواهی شاخص های مهم و بر مبنای مقایسه با شرایطی که دولت را تحویل گرفت، مثبت و موفق بوده هست، لیکن رشد اقتصادی کشور که ناشی از رونق در کشور است از 4/6- در سال 92 به 8 درصد در سال 95 رسیده هست. یعنی به طور خالص، کشور شاهد 14 درصد رشد بوده هست. شاخص رشد اقتصادی در واقع شاخصی کلی است و شاخص های دیگر را نیز در بر می گیرد. در کنار این رشد یکی از اتفاقات مثبت دیگر کنترل تورم و تک رقمی شدن آن در کشور بود، لیکن یکی از تعهدات آقای روحانی در سال 92 کم کردن تورم و رساندن رقم آن به زیر 20 درصد بود. خوشبختانه امروز رقم تورم در کشور به زیر 8 درصد رسیده که این دستاوردی مهم و درخور است.

دستاوردهای دولت روحانی در حوزه های دیگر چه بوده است؟

در حوزه سیاست خارجه و به خاص مساله تحریم ها، دولت با برداشتن سد تحریم ها و زیاد کردن تولید نفت به عنوان استراتژیک ترین محصول قابل عرضه ما در جهان، موفق عمل کرد و در همین راستا، شاهد زیاد کردن یک میلیون و 700 هزار بشکه ای تولید نفت روزانه نسبت به 800 هزار بشکه تولید روزانه در سال 92 هستیم که این به معنای رونق اقتصادی و تزریق سرمایه در اقتصاد کشور هست. اگر منصفانه به عملکرد دولت روحانی بنگریم، کشور ما در حالی که از سال 84 تا 92دچار عقب افتادگی حاد از برنامه چشم انداز بیست ساله شده است بود، آقای روحانی و دولتمردان در این 4 سال تمامی تلاش خود را به کار بردند تا قطار توسعه را به ریل بازگردانند و در جهت صحیح به حرکت در بیاورند.

با داغ شدن زیاد فضای انتخاباتی کشور و هجمه های اخیر رقبای حسن روحانی، صحنه انتخابات وارد دور تازه ای از مسابقه شده است هست. رقابتی که میان دو نظر سیاسی کشور در

بدون شک این کارها نمی توانست عقب ماندگی ناشی از آن 8 سال سوءمدیریت را جبران کند ولی گامی مثبت به حساب می آمد. ضمن اینکه آن ویرانی ها و عقب افتادن ها با روی کارآمدن یک دولت یا دو دولت جبران نخواهد شد. متاسفانه اقتصاد و سیاست ما در دولت قبل ضربه سنگینی را مجبور شده است است که جبران آن تا سال ها طول می کشد. شاید یک گزینش اشتباه در سال 84 موجب شد تا اوضاع کشور به جایی برسد که می بایست چند دولت جهت اصلاح اوضاع اقتصادی و سیاسی خود صبر کنیم. از این رو، آقای روحانی و تیم همراهش تاکنون موفق به گام برداشتن در مسیر درست شده است اند و این موفقیت ها از دید مردم پنهان نیست.

باتوجه به اشاره آقای هاشمی طبا در مناظره دوم به بیشترین میزان هجمه علیه دولت فعلی، ظرفیت پذیرش انتقاد در این دولت را چگونه ارزیابی می کنید؟

مردم‌فریب وعده‌های دروغین نمی‌خورند

تا به حال در ادوار گذشته، سابقه نداشته است فردی با این صراحت علیه دولت و وزرا مدارکی جعلی، ادعاهای کذب یا تهمت های ناروا عرضه کند. در این میان، آقای روحانی موفق شد کلام خود را کنترل کند و پاسخ تهمت های علیه خود و وزرایش را ندهد. گرچه اگر مایل بود می توانست پاسخ هایی روشن در برابر این هجمه ها بدهد. از یاد نبریم که مناظره های سال 88 هم ادعاهای کلی علیه اشخاص مطرح و موجب مشکلاتی دامنه دار شد. احمدی نژاد سرنوشتی پیدا کرد که می بینیم و این امکان وجود دارد که همان نفرت عمومی امروز علیه آقای قالیباف ایجاد شود.

نقش رسانه های اجتماعی در بسط تهمت های ناروای مخالفان دولت را تا چه حد موثر می بینید؟

می توان این ادعاها را در تحلیل اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … ارزیابی کرد؛ زیاد کردن رسانه های دیجیتال و شبکه های سایبری اجتماعی و دسترسی ساده مردم به زیرساخت هایی که این دولت ایجاد کرده هست، به نحوی که در 98 درصد روستاهای کشور نیز دسترسی به اینترنت و کانال های مجازی ایجاد شده است و آزادی بیان را گسترش داده هست. همین موجب شده است تا مخالفان و منتقدان دولت نیز بتوانند بیشترین بهره را ببرند.

متاسفانه این روزها مرزهای نقد شکسته شده است است و ما شاهد تخریب دولت از سوی مخالفان هستیم. جهت مثال آقای قالیباف در همین مناظرات پربیننده به مدیر جمهور تهمت می زند و موضوعی که از سوی دستگاه قضائی تکذیب شده است را در تلویزیون مطرح می کند. وی با اتهام زنی به وزیر آموزش و پرورش و خانواده اش تلاش می کند جلب توجه کند و متاسفانه این وزیر حتی وقت دفاع از خود را نیز پیدا نمی کند. این عنوان نشان می دهد که سعه صدر دولت در مواجهه با انتقادات و تخریب ها بالاست. اگر روحانی می خواست می توانست از خود و دولتش دفاع کند. ولی نیازی نمی دید که پرخاشگری کند یا با لابی نمودن در مجلس نسبت به اجرای طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تلاش کند. همین آقای قالیباف که مدعی کمپین ضد فساد است به شدت دلواپس تحقیق و تفحص از شهرداری بود.

دولت ولی هر جا که بحث نظارت وسط کشیده می شود آزادانه استقبال می کند؛ جهت نمونه در همین مساله برجام که بااهمیت ترین عنوان سیاست خارجه کشورمان محسوب می شد. بعضی از روزنامه هایی که بودجه خود را از بیت المال تامین می کنند با طرح عناوینی چون جاسوس و وطن فروش علیه دیپلمات های کشور و در جهت تخریب دولت و منافع ملی عمل کردند که در این عنوان نیز دولت با سعه صدر برخورد کرد. البته ناگفته نماند که این حجم از هجمه ها و تخریب ها علیه دولت تاحدود زیادی عجیب و شبهه انگیز هست. اگر چنین انتقاداتی از سوی منتقدان در دولت سابق مطرح می شد، این طور تحمل نمی شدند.

در مسابقه دو نظر سیاسی در انتخابات نمود شعارهای اصلاح طلبانه در گفتار اصولگرایان می تواند ناشی از عوض کردن رویکرد در میان این جریان باشد؟

اگر بخواهیم مسابقه را در این انتخابات میان دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا ارزیابی کنیم تحلیل درستی ارائه نداده ایم. به نظر می رسد مسابقه مهم میان عقلای سیاسی متشکل از اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل با جریانی است که نه به اصول اخلاقی اعتقاد هستند نه به اصول سیاسی پایبندند. جریانی که تعارضات جدی با مبانی آزادیخواهی، عدالت، توسعه و پیشرفت کشور دارد. اصولگرایان واقعی حتی اگر در گذشته اختلافاتی در شیوه مدیریت کشور داشتند به این نتیجه رسیدند که نظر اعتدال، اصلاح جویی، ثبات و آرامش همچنین تعامل با دنیا نسخه ای مناسب جهت اداره مملکت است.

جریان برابر دولت به هیچ عنوان در زمره اصولگرایان قرار نمی گیرند. موجودیت سیاسی این جریان با «دلواپسی» گره خورده هست. متاسفانه این جریان هیچ کارنامه موفق و روشنی در سیاست ندارد که بتوان عنوان اصولگرایی را بر آن اطلاق کرد. در میان رقبای فعلی آقای روحانی، تنها آقای میرسلیم کارنامه حزبی دارد که برگرفته از یک تشکل محافظه کار سیاسی و دارای ریشه اصولگرایی هست. دیگر کاندیداهای رقیب هیچ کارنامه و تبار روشنی در سیاست ندارند و متاسفانه آقای روحانی در این انتخابات در برابر چنین کسانی قرار گرفته است که تلاش می کنند با عوامفریبی و رفتارهای پوپولیستی قبای ریاست جمهوری بر تن بپوشند. متاسفانه هیچ اصولگرای واقعی با دادن وعده های پوشالی وارد عرصه مسابقه نمی شود.

امروز شاهدیم فردی چون آقای لاریجانی که دارای تباری مشخص در جریان اصولگرایی است در برابر کاندیداهای مدعی اصولگرایی می ایستد و علیه آنها صحبت می کند. حتی تاکید می کند که وعده های این کاندیداها جهت «افزایش یارانه ها و درآمدهای کشور» توخالی و غیرقابل اجراست. کسانی که امروز در جریان اصولگرایان قرار گرفته اند در این مدت طی هشدارهایی مکرر اعلام کردند که مردم فریب وعده های پوشالی بعضی کاندیداها را نخورند، لیکن طرح این وعده ها موجب لطمه به نظام می شود و به هیچ عنوان نظام قادر نیست بر تن چنین وعده هایی جامه عمل بپوشاند. هر کس که به سربلندی کشور فکر کند چنین وعده هایی را تحت عنوان اصولگرایی در کشور مطرح نمی کند.

با توجه به اشاره آقای میرسلیم به بحث احزاب در کشور و تاکید آقای روحانی به حقوق برابر احزاب و اقلیت ها، دولت تا چه اندازه توانسته عملکردی موفق در این حوزه داشته باشد؟

تحزب موضوعی در کشور است که همواره مورد چالش قرار گرفته هست. هر مقدار از عمر انقلاب اسلامی می گذرد خلأ وجود تشکیلات سیاسی در کشور زیاد احساس می شود. این احزابی که وجود دارند با آنکه به صورت اسمی حزب اطلاق می شوند ولی در واقعیت ضعف قانونی و ضعف تبیینی قانون اساسی، اثرگذاری بالایی در آنها داشته است.

متاسفانه ما احزابی مسئولیت پذیر نداریم و قانون نیز مسئولیتی بر دوش آنان نگذاشته است که مردم بتوانند در این باره از آنها پرسش کنند یا به همین جهت از آنان حمایت کنند و اعتبارشان را اوج ببرند. به طور حتم، احزاب با اعتبار و اعتبار مردم است که می توانند به عنوان سخنگویان مردم، مطالبات طبقات و اقشار متفاوت را پیگیری نمایند. ما در کشور نه در پارلمان و نه در ریاست جمهوری ساختاری حزبی نداریم. متاسفانه کسانی هم که به این دو عرصه چشم می دوزند با گرفتن ژست فراجناحی و فراحزبی تلاش می کنند روحیه تشکل گریزی را در این حوزه ها تقویت کنند.

اگر ساختار سیاسی را به لیگ فوتبال شبیه کنیم، حزب مانند کلوب فوتبال عمل می کند. در کشور ما اوضاع چنین است که ما لیگ فوتبال داریم ولی فاقد کلوب فوتبال هستیم. اگر بخواهیم این مشابهت سازی را تشریح کنیم احزاب به مثابه همان کلوب هایی هستند که وارد میدان مسابقه می شوند و لیگ ورزشی را شکل می دهند و از آن لیگ، تیم ملی کشور شکل می گیرد. ما نمی توانیم بگوییم با اینکه کلوب موثر نداریم ولی می خواهیم تیم ملی نیرومند داشته باشیم. یا در سیاست بگوییم احزاب نیرومند نداریم ولی می خواهیم دولت یا پارلمانی نیرومند داشته باشیم. تجربه نشان می دهد که تشکیل دولت و مجلسی مقتدر بدون همکاری و حضور نمایندگان احزاب ممکن نیست.

در نبود چنین ساختاری افرادی پیدا می شوند که با دادن وعده هایی پوشالی و ناممکن و بدون هیچ کارنامه مشخصی، به صندلی ریاست جمهوری چشم می دوزند. به عنوان نمونه فردی چون آقای قالیباف با سابقه ای نظامی که حتی اجازه فعالیت سیاسی در آن نداشته هست، به مدت 12 سال وارد یکی از سیاسی ترین ارکان کشور یعنی شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران شد و اکنون نیز کاندیدای ریاست جمهوری می شود. از طرف دیگر آقای رئیسی کاندیدای انتخابات شده است هست، بدون آنکه حتی یک روز کار سیاسی کرده باشد، لیکن افرادی که در مناصب قضائی حضور دارند حق فعالیت سیاسی ندارند. وی نیز فاقد هرگونه کارنامه سیاسی هست. این روند تا زمانی که احزابی قدرتمند در کشور شکل نگیرد ادامه خواهد داشت.

واژه های کلیدی: سیاسی | سیاسیون | اصلاح طلب | حسن روحانی | اصلاح طلبان | دولت روحانی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs